السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : مهدى زنديه )

113

نشأة التشيع والشيعة ( برآمدن شيعه وتشيع ) ( فارسي )

ظهور تشيع شده بوديم ، اين مسأله را توضيح داديم . بنابراين به حكم آن اوضاع ، ممكن نبود در نظريهء تشيع ، وجه معنوى - مذهبى از وجه سياسى جدا شود ؛ همچنان‌كه در خود اسلام اين دو ، انفكاك‌ناپذيرند . بنابراين تشيع به هيچ وجه تجزيه بردار نيست مگر اين‌كه مفهوم خود را - به‌عنوان نظريه‌اى براى حمايت و صيانت آيندهء دعوت اسلامى كه قطعا هم به مرجعيت فكرى نيازمند است و هم به زعامت سياسى - ، از دست بدهد . حضرت على عليه السّلام به واسطهء شخصيت شايسته‌اى كه داشت ، مىتوانست نقش خلفاى سه‌گانه را در حكومت ، به عهده گيرد ؛ از اين‌رو از محبوبيت و مرجعيت گسترده‌اى ميان مسلمانان برخوردار بود . همين مرجعيت و محبوبيت بود كه موجب شد پس از كشته شدن عثمان ، مردم به او روى آورند و از وى بخواهند حكومت را بپذيرد « 1 » . اما اين محبوبيت و مرجعيت ، نه تشيع مذهبى بود و نه تشيع سياسى ، زيرا تشيع به معناى ايمان به على عليه السّلام به‌عنوان خليفهء بلافصل حضرت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و به جاى هريك از خلفاى سه‌گانهء

--> ( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 696 ؛ خطبهء امام آن‌جا كه مىفرمايد : « ازدحام فراوانى كه همچون يال‌هاى كفتار بود ، مرا به قبول خلافت واداشت . . . مردم همچون گوسفندانى مرا در ميان گرفتند . . . » . نهج البلاغهء صبحى صالح ، ص 48 ، خ شقشقيه .